فراجا گردشگری
اغتشاش در مرمت، ۶

اوقاف برای همه امام زاده ها و مقبره ها یک نسخه پیچیده است

اوقاف برای همه امام زاده ها و مقبره ها یک نسخه پیچیده است به گزارش فراجا یک کارشناس مرمت اظهار داشت: تصمیمات سازمان اوقاف برای بناهای مذهبی و امام زاده ها در خیلی از موارد غیرقابل بخشش است، برای همه مقابر و امامزاده ها نسخه واحد دارد و بسیاری از امام زاده ها و مقابر بگونه ای تغییر کرده اند که با هیچ قسم و استدلالی نمی گردد تاریخی بودن آنها را ثابت کرد.


داوود اسدالله وش ـ کارشناس ارشد مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی ـ در گفت وگوی با ایسنا با ارائه دلایلی، عملکرد مرمت در ایران را مثبت ارزیابی و به تعدادی از ضعف های این حوزه اشاره نمود.
او درباره وضعیت مرمت بناهای تاریخی اظهار داشت: اگر بخواهم در یک جمله وضعیت حفاظت و مرمت را توصیف کنم باید بگویم، "اوضاع مرمت در ایران بد نیست". این قضیه را می توان هم از نظر کمی و هم کیفی بررسی کرد. از نظر کیفی خیلی خوب هستیم، اما به لحاظ کمی خیر. تعداد بناهای تاریخی در ایران بسیار زیاد است و در مقابل این تعداد، بناهایی که مرمت می شوند کمترند. در عین حال وضعیت کیفی مرمت بناهای تاریخی در ایران در مقایسه با وضعیت مرمت در سایر کشورها در جایگاه خوبی قرار دارد و مرمت در ایران در سطح بین المللی انجام می شود و نسبت به خیلی از کشورهایی که دارای آثار تاریخی شناخته شده ای هستند، وضعیت بسیار بهتر است. ما در مرمت خیلی بهتر از گذشته هستیم؛ زمانی که دانشجوی رشته مرمت بودم و می خواستم درباره رشته تحصیلی ام به کسی توضیح دهم، گوش هایش زنگ می زد، تا مدت ها به خانه های تاریخی «کلنگی» می گفتند. همین که الان در جامعه ما به قضیه بافت تاریخی شیراز عکس العمل نشان داده می شود، یعنی آگاهی، اقبال و رویکرد جامعه درباره بناهای تاریخی تغییر کرده است و ارزش آنها را درک کرده اند.
اسداله وش یکی دیگر از نقاط قوت مرمت در ایران را حضور کارشناسان با تجربه و نیروهای ورزیده (استادکاران) در این عرصه دانست و اظهار نمود: استادکاران ماهر پیش از انقلاب و چند سال پس از انقلاب استخدام اداره کل دیرینه شناسی و سازمان میراث فرهنگی بودند، اما از سی سال پیش جوان هایی که درس این رشته را نخوانده بودند کنار استادکاران ماهر وارد این حوزه شدند تا با بهره گیری از تجربیات آنها مهارت کسب کنند. بسیاری از این جوان ها استخدامی سازمان های دولتی نیستند و تیم های مرمتی از توان و تجربه آنها استفاده می نمایند. بدین سبب من فکر نمی کنم که استادکاران کنار گذاشته شده باشند. در عین حال متاسفانه تعدادی از همکاران هستند که خودرا بی نیاز از تجربه استادکاران می دانند و آنها را کنار می گذارند.

مرمت، کار عمله و بنایی نیست
او اضافه کرد: بدین سبب وضعیت مرمت در ایران نامطلوب نیست، اما دلایلی هم وجود دارد که نشان دهنده ضعف هایی در این عرصه است؛ مرمت یک اتفاق فیزیکی عمله و بنایی نیست، بلکه یک پروسه علمی است و از لحظه ای که با بنای تاریخی مواجه می شویم و به مطالعه و بررسی آن می پردازیم، شروع می شود و سالهای سال می تواند ادامه داشته باشد. در بناهایی که خیلی ارزشمندند، مرمت و حفاظت بصورت یک پروسه دائم روی آنها انجام می شود و بناهایی که درحال بهره برداری هستند ممکنست بصورت مقطعی مرمت شوند. بطور کلی هر مصالحِ دست ساز بشر که عملیات فرآوری روی صورت گیرد، بلافاصله پس از ساخت و جای گذاری روی بنای تاریخی، پروسه فرسایشی آن شروع می شود. پس هر بنای تاریخی بر همین قاعده درحال فرسایش است. هر اثر تاریخی به حفاظت و مرمت نیاز دارد که در دوره های کوتاه مدت و یا بلندمدت صورت گیرد و پروسه فرسایش آن کنترل و به عمر آن اثر افزوده شود.
این کارشناس مرمت با اشاره به اینکه یکی از لطمه هایی که در بعضی از مرمت ها رخ می دهد، لطمه به هویت اثر تاریخی است، اظهار نمود: تعدادی از بناهای تاریخی در شهرستان ها بعد از مرمت، هویت و اصالت تاریخی خودرا از دست داده اند. بطور معمول هم بیشتر معمارها بدون در نظر گرفتن اصول حفاظت و مرمت حتی قوانین میراثی و ملی، با دخل و تصرف های زیادی که در بنا انجام می دهند موجب این اتفاق می شوند. بنای تاریخی مانند یک متن تاریخی است، هر کلمه و جمله ایی از آن که به سلیقه ما تغییر کند آن متن سندیت و هویت خودرا از دست می دهد. هر تغییری باید با هدف حفاظت آن و یا مقدمه ایی برای حفاظت آن باشد، نه برای زیباتر کردن آن. بر این اساس مرمت گر حق قضاوت در اثر تاریخی را ندارد.
او افزود: در مرمت، اصلی به نام برگشت پذیری داریم، البته در مواردی این اصل رعایت نمی گردد و یا امکان رعایت آن وجود ندارد. اما کارشناسان مرمت باید در تلاش باشند حتی الامکان این اصل را رعایت نمایند. این اصل پیش بینی کرده که ممکنست در مرمت بنای تاریخی اشتباهی رخ دهد و با رعایت این اصل، آن اشتباه قابل اصلاح می شود. اگر فاجعه ای در مرمت بنای تاریخی رخ دهد مانند استفاده از سازه بتنی در یک بنای ۷۰۰ ساله که ساختار سازه ای آنرا گرفتار صدمه ای بالقوه می کند، در صورت دقت به این اصل دیگر آن اتفاق نمی افتد یا در صورت وقوع، قابل اصلاح خواهد بود که البته کاری سخت و لطمه زننده است.
اسداله وش همین طور اظهار داشت: معماری و داشته های فرهنگی، کالبدی، مصالح و تکنیک ها، سابقه تاریخی و خاطره جمعیِ هویتِ یک اثر تاریخی را شکل می دهند. اگر ما کاری نماییم که به هر یک از این ارکان خدشه وارد شود، هویت بنا را مخدوش کرده ایم. پس هویت بنای تاریخی مجموعه ایی از عناصر مختلف است که در مطالعه بنا و اثر تاریخی آنها را خواهیم شناخت و باید در حفاظت حداکثری آنها تلاش نماییم.
وی در عین حال افزود: تعدادی از بناها طوری مرمت می شوند که حس تاریخی بنا از آنها گرفته می شود. شاید این مرمت به لحاظ فنی اشتباه نباشد، اما آن حال و هوای بنای تاریخی و خاطره ذهنی از آن دیگر حس نمی گردد. در هر دوره تاریخی ممکنست الحاقاتی در بنای تاریخی صورت گیرد، برای مثال در مسجد «سپه سالار» تهران که متعلق به دوره قاجار است در دوره پهلوی الحاقاتی صورت گرفت. در مرمت این بنای تاریخی برمبنای مبانی نظری آن ممکنست به این نتیجه برسیم که باید بنا را به حالت اولیه دوره تاریخی اش برگردانیم، اما از طرفی نمی توان از الحاقات دوره پهلوی آن گذشت؛ چونکه هم واجد ارزش هستند و هم قسمتی از هویت بنا شده اند. بعد از مدتی تمام این اقداماتِ غیر اصولی، هویت فرهنگی، تاریخی، زیبایی شناسی و میراث ناملموسی که در بناها و بافت های تاریخی وجود دارد را از بین می برد. در حفاظت و مرمت کارهایی که نمی نماییم بسیار مهم تر از کارهایی است که انجام می دهیم.

اواقاف برای همه امام زاده ها نسخه واحد پیچیده است
این کارشناس ارشد مرمت اشیاء فرهنگی و تاریخی یکی دیگر از ضعف های حوزه مرمت ابنیه تاریخی را رویکرد برخی مالکان آثار تاریخی دانست و بیان کرد: رویکرد غیرفرهنگی در بعضی مواقع به ضرر بنای تاریخی است. با اینحال بناهای تاریخی را داریم که رویکرد مالکان آنها حین مرمت سبب قربانی شدن اصالت بنا شده است، برای مثال تصمیمات سازمان اوقاف برای بناهای مذهبی و امام زاده ها در خیلی از موارد غیرقابل بخشش است. بسیاری از امام زاده ها و مقابر در پی این تصمیمات به شکلی تغییر کرده اند که با هیچ قسم و استدلالی نمی گردد تاریخی بودن آنها را ثابت کرد.
او افزود: عکسی از بقعه شاه شهیدان در رودبار گیلان در دو دهه گذشته دیدم، در این عکس معماری اقلیمی زیبا و مقبره ای متناسب با آن اقلیم و فرهنگ دیده می شد، اما امروز با این بنای تاریخی و معماری آن چه کرده اند؟ سازمان اوقاف نسخه ای واحد برای همه مقابر و امازاده ها دارد، همگی باید گلدسته، صحن، شبستان داشته باشند. در صورتیکه آداب زیارتی بناهای مذهبی متأثر از معماری تاریخی و اقلیم منطقه آن بنا است. وقتی کالبد یک بنای زیارتی را تغییر می دهیم، تمامی آداب و آیین های در رابطه با آنرا نیز نابود کرده ایم. مثال دیگر فاجعه ای است که بنیاد مسکن در روستاهای تاریخی کشور انجام می دهد، بازهم یک نسخه واحد برای همه روستاهای تاریخی می دهد. در صورتیکه روستایی که در شمال کشور قرار دارد اقلیم، فرهنگ و سنت های معماری متفاوتی با یک روستا در سیستان بلوچستان دارد. البته این اواخر این مساله کمی بهتر شده است و اهتمام می شود مطالعات معماری در این روستاها صورت گیرد.

تغییر کاربری بناهای تاریخی، نابود می کند یا جلوی نابودی را می گیرد؟
وی در بخش دیگری از این گفت و گو، تعریف کاربری جدید و احیای بناهای تاریخی را یکی از اقدامات مثبت حوزه مرمت برشمرد و به ضعف های این رویکرد اشاره نمود و در این زمینه توضیح داد: یکی از رویکردها برای حفظ آثار تاریخی تعریف یا تغییر کاربری بناهای تاریخی است، در حقیقت با این اقدام این ابنیه احیا می شوند، اما باید توجه داشت به هر بنایی نمی توان هر کاربری ایی را داد و این مبادرت به نوع مرمت و بنای تاریخی مربوط است. در مرمت چند سطح داریم؛ «مرمت استحفاظی»، در این سطح از مرمت، بنا را با اقدامات مداوم، پایش های فنی و دستگاهی در همان کالبد موجود حفظ می نماییم، مانند پروسه حفاظتی مجموعه «تخت جمشید». سطح دیگر «مرمت استحکامی» است، در این شیوه با اقداماتی که ممکنست همراه با دخالت هایی اصولی باشد از اثر تاریخی حفاظت می نماییم و ارزش ها و معانی آنرا خوانا و معرفی می نماییم، برای مثال بنایی مانند «عالی قاپو» را مرمت می نماییم که به حیات خودش ادامه دهد، ولی کاربری جدیدی به آن نمی دهیم. سطح سوم، «مرمت جامع» است، در این نوع مرمت، بنای لطمه دیده را احیا می نماییم و با دادن یک عملکرد و کاربری جدید موجب بقای آن می شویم، مانند مرمت هایی که روی خیلی از خانه های تاریخی انجام می شود. در این عمل هم حق نداریم بیش از اندازه در بنای تاریخی مداخله نماییم و باید تمام اصول دو سطح دیگر را هم رعایت نماییم. اگر در مرمت جامع گروه فنی، مشاور، طراح و ناظر به خوبی نقش خودرا ایفا کنند، مشکلات و لطمه ها در مرمت به حداقل خواهد رسید.
این کارشناس مرمت همین طور با اعتقاد بر اینکه تغییر کاربری و احیای درست بناهای تاریخی می تواند از نابودی آنها پیشگیری کند، اظهار داشت: مالک خیلی از خانه های تاریخیِ ثبت ملی شده با شکایت، ملک خودرا از ثبت ملی خارج می کنند تا به آسانی آپارتمانی جایگزین آن بنای تاریخی کنند. در همه دنیا هم این درگیری وجود دارد، اما توجه کنید زمانی که صاحب یک اثر تاریخی هستید فقط صاحب کالبد آن هستید نه معنا و فرهنگی که پشت آنست، پس حق دخل و تصرف غیراصولی را که معانی و ارزش های آن اثر را مخدوش کند، ندارید. در دنیا برای حفظ آثار تاریخی راه کارهای متفاوتی تجربه شده است، بطورمثال در اسپانیا و تعدادی از کشورهایی که بافت تاریخی شهر حائز اهمیت می باشد، نمای ساختمان ها را حفظ کردند و کالبد ساختمان را تخریب و نوسازی کرده اند. در برخی از خانه های اروپایی نما از داخل ساختمان مهم تر و ارزشمندتر است، در صورتیکه در معماری ایرانی داخل بنای تاریخی هم حائز اهمیت می باشد. بدین سبب در خیلی از بناهای تاریخی ایران چنین راه کاری مناسب نمی باشد. ما برای صیانت از یک بنای تاریخی آنرا احیا می نماییم تا با دادن یک کاربری جدید حیات آنرا تضمین نماییم، اما باید توجه داشته باشیم چه چیزی را فدای چه چیزی می نماییم. اگر پروسه مرمتی درست طی شود، یعنی مطالعه تاریخی، فرهنگی، معماری، لطمه شناسی و طراحی مرمت درست و کامل انجام شده باشد، تغییر کاربری برای بنا مفید هم خواهد بود.

ضعف صندوق احیا و بهره برداری از اماکن تاریخی
اسداله وش در ادامه به پروژه های مرمتی صندوق احیا و بهره برداری از اماکن تاریخی و فرهنگی اشاره نمود و نداشتن نیروی کافیِ متخصص برای نظارت بر پروژه های مرمتی را ضعف این صندوق دانست و اظهار نمود: صندوق احیا با طرح «پردیسان» شکل گرفت. این طرح نمونه های خارجی هم داشته و در کشورهای دیگر اجرا شده و در بعضی کشور ها هم موفق عمل کرده است. در ایران هم تا حدود زیادی با موفقیت پیش رفت، اما با گذشت زمان و ازدیاد واگذاری ابنیه تاریخی به صندوق احیا برای مرمت و بهره برداری، کارشناسان این صندوق توان و زمان پایش و نظارت بر این پروژه های مرمتی را نداشتند. در حقیقت ضعف صندوق احیا در مواردی پیش می آید که پروسه نظارتی این صندوق بر عملیاتِ مرمتی کمتر می شود. همین طور تغییر دولت ها سبب شده این صندوق رویه ثابتی در واگذاری ها و مرمت ها نداشته باشد.
او اضافه کرد: هر پروژه ای یک مجری (پیمانکار)، طراح، ناظر و بهره بردار دارد که ممکنست طراح و ناظر یک نفر باشند. باید قبول نماییم هر مجری علاوه بر وظیفه خود دنبال سود مادی است و اگر چنین چیزی نبود بنگاه اقتصادی خودرا برای مرمت بناهای تاریخی ایجاد نمی کرد. نفع مالی، یعنی سرعت عمل داشتن، شاید استفاده از مصالح ارزان تر و چشم پوشی از مواردی که به چشم نمی آید. در این میان ناظر پروژه می تواند با راهنمایی های درست از چنین رخدادهایی پیشگیری کند. اگر هر کدام از ارکان پروژه مرمتی کار خودرا درست و در زمان درست انجام ندهد، پروسه مرمت نتیجه خوبی نخواهد داشت.
این کارشناس مرمت درباره ورود بخشی خصوصی به حوزه مرمت نیز اظهار داشت: به نظرم در هر رشته ای چه حوزه مرمت بناهای تاریخی و چه دیگر حوزه ها، بخش خصوصی هم عملکرد مثبت داشته است و هم منفی. آن چه دراین زمینه حائز اهمیت می باشد نظارت بر عملکرد این بخش است. هر بخش خصوصی دنبال نیازها و منافع خودش است، حضورش در زمینه مرمت بناهای تاریخی بسیار عالی است و باید از آن استقبال شود، اما باید پروسه مرمتی این بخش تحت نظارت متولیان این حوزه باشد، نه اینکه بخش خصوصی هر کاری که دوست دارد در این عرصه انجام دهد، به بهانه اینکه سرمایه گذار است. در عین حال باید سرمایه گذارانی به این حوزه وارد شوند که حس، روحیه و انگیزه فرهنگی لازم را داشته باشند و باید به آنها کمک نماییم ارزش های این را حوزه را بهتر بشناسند.




منبع:

1401/03/29
16:15:53
0.0 / 5
63
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۳
فراجا
faraja.ir - حقوق مادی و معنوی سایت فراجا محفوظ است - سال 1396 تا 1401

فراجا

یافتن بهترین جا برای گردشگری
تماس جهت تبلیغات در سایت: 3722-470-912